روزی فیلسوفی از آشنایان سقراط نزد او آمد و گفت:میدانی در مورد یکی از شاگردانت چه شنیده ام؟سقراط گفت:قبل از اینکه این مطلب را به من بگویی به این سه پرسش من جواب بده...آیا چیزی که میخواهی به من بگویی حقیقت دارد؟مرد گفت:نمیدانم،فقط راجع به آن شنیده ام.سقراط گفت:پس مطمئن نیستی!سپس پرسید:آیا آنچه میخواهی بگویی خبرخوبی است؟ مرد گفت:نه،برعکس...سقراط گفت:پس میخواهی خبر بدی از شاگردم به من بدهی،آنهم در حالی که از آن مطمئن نیستی؟!مرد کمی دستپاچه شد... سقراط گفت:و پرسش سوم اینست:آیا حرفی که میخواهی بگویی سودمند است؟مرد گفت:نه واقعا...سقراط گفت: وقتی حرفت نه حقیقت دارد،نه خوب است و نه سودمند،،،اصلا چرا میخواهی آن رابگویی؟؟؟!!!!!!!!!                                                                 سلام،از اینکه دوستای خوبی مثه شماها پیدا کردم خیلی خوشحالم دکتر جون ها.امیدوارم بتونیم واسه دوره 7 ساله تحصیلمون خاطرات فراموش نشدنی بسازیم.