ﯾﻪ ﺳﺮﯼ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺭﻭ ﺩﻋﻮﺕ ﮐﺮﺩﻥ (ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺸکده ﻣﻬﻨﺪﺳﯽ) ﺑﻪ ﻓﺮﻭﺩﮔﺎﻩ ﻭ ﺍﻭﻧﺎ ﺭﻭ ﺗﻮﯼ ﯾﻪ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﻧﺸﻮﻧﺪﻥ
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭﻫﺎﯼ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺭﻭ ﺑﺴﺘﻦ ﺍﺯ ﺑﻠﻨﺪﮔﻮ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﻪ ......
.
.
ﺍﯾﻦ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺳﺎﺧﺖ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﻫﺎﯼ ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺖ !..
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺳﺎﺗﯿﺪ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺍﯾﻦ ﺧﺒﺮﻭ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺩﻡ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺑﻪﻓﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩﻥ !
ﻫﻤﻪ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺩﺭ ﺧﺮﻭﺟﯽ ﺟﺰ ﯾﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺭﯾﻠﮑﺲ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ !..
ﭘﺮﺳﯿﺪﻥ : ﭼﺮﺍ ﻧﺸﺴﺘﯽ؟ ﻧﮕﻮ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯽ !!
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﺎ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩﯼ ﮔﻔﺖ :
ﺍﮔﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺳﺎﺧﺖ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﻫﺎﯼ ﻣﻨﻪ .. ﮐﻪ ﺷﮏ ﺩﺍﺭﻡ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺑﮑﻨﻪ .. ﺗـــــــــــــــــﺎﺯﻩ ﺍﮔـــﻪ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﻪ !
از فانتزیام!!!!
یکی از فانتزیام اینه که دکتر زنان زایمان شم.بعد وقتی از اتاق عمل اومدم بیرون ،سرمو بندازم پایین و بگم:متاسفم بچه ناقص به دنیا اومده...
بعد در حالیکه همه از ترس خشکشون زده پدر بچه ازم بپرسه:چه مشکلی داره؟؟؟؟؟؟
منم بزنم زیر خنده و بگم:پسره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آی حال میده..آی حال میده!!!!!!!!
پ.ن:((دوستان عزیز این پست صرفا جهت شوخی ایه.و اینکه ازتون خواهش میکنم فقط و فقط از این مطلب برداشت طنز داشته باشید نه چیز دیگه ای))
ز خر خوانان عالم هر که را دیدم غمی دارد
دلا رو کن به مشروطی که آنهم عالمی دارد
((شروع ایام غمبار امتحانات رو به همه شما عزیزان تسلیت میگم...))
اجاره خدا
و هرروز برای دلم مشتری آمد و رفت
وهی این و آن سرسری آمد و رفت
ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشانکرد
دلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکرد
یکی گفت چرا این اتاق پر از دود و آه است
یکی گفت چه دیوار هایش سیاه است.
یکی گفت چرا نور اینجا کم است
و آن دیگری گفت و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است!
و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری
ومن تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا می خری؟
و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست
و در را به روی همه پشت خود بست
و من روی آن در نوشتم:
ببخشید، دیگر برای شما جا نداریم از این پس به جز او کسی را نداریم.
خدا آخر عاقبت ما رو به خیر کنه!!



سلام دوستان این وبلاگ رو راه اندازی کردم تا دانشجویان پزشکی و دندون پزشکی و داروسازی کل کشور بتونن از تجربیات همدیگه استفاده بکنن و این وبلاگم بهانه ی خوبی باشه برا با هم بودنمون و تجربه ی لحظاتی ناب در کنار هم