...
دخترﺧﺎﻟﻡ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﻣﻴﮕﻪ : ﻣﻦ ﺭﻭ ﺩﺭ ﻓﻴﺴﺒﻮﮎ ﻧﺎﻡﻧﻮﻳﺴﯽ کن ....
ﮔﻔﺘﻢ ﺩﻓﺘﺮﭼﻪ ﺁﺯﻣﻮﻧﺶ ﻫﻨﻮﺯ ﻧﻴﻮﻣﺪﻩ ﺍﻭﻣﺪ ﺧﺒﺮﺕ ﻣﻴﮑﻨﻢ !
ﺣﺎﻻ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺯﻧﮓ ﻣﻴﺰﻧﻪ ﻣﻴﮕﻪ ﺩﻓﺘﺮﭼﺶ ﻧﻴﻮﻣﺪﻩ ؟؟ :|
از حموم اومدم بیرون ... اومدم برقو خاموش کنم برق گرفتم ...
واسه مادر بزرگم تعریف کردم ... یه دقیقه فکر کرده بعد میگه : برقم
برقای قدیم ...
میگرفت درجا طرفو خشک میکرد ...!!!:| :))
یعنی محبت میچکه ازشون....
پسر داییم هنوز پوشک پاشه تازه حرف زدن یاد گرفته
بهش میگم ای جانم پوشک داری خوشمل پسمر؟
میگه پ نه پ دستشویی فرنگی پام کردم، اگه کار داری بهت قرض بدم
تا غروبش نگاش نکردم می ترسیدم بهم تیکه بندازه
دخترخالم 5 سالشه اومده گوشيشو گذاشته رو تاقچه برگشته ميگه :مامان يه وقت مسيجامو نخونيا!!! اونوخت من تا 10 سالگي فک ميکردم گوزنا شوهر آهوها هستن
سلیقه ام به خواهر همه ی فروشنده ها نزدیکه!
میرم هر مغازه ای دست رو هر چی میذارم میگه اتفاقا من واسه خواهر خودم اینو ورداشتم خیلی راضیه :|:)))))
دیشب خواب دیدم مازراتی خریدم
بیرونش مازراتی بود توش اما مثل ۲۰۶ بود !
بعد دقت کردم ضمیر ناخودآگاه بدبختم از داخل مازراتی ایده ای نداشت تصویر ۲۰۶ پخش می کرد
سلام دوستان این وبلاگ رو راه اندازی کردم تا دانشجویان پزشکی و دندون پزشکی و داروسازی کل کشور بتونن از تجربیات همدیگه استفاده بکنن و این وبلاگم بهانه ی خوبی باشه برا با هم بودنمون و تجربه ی لحظاتی ناب در کنار هم