مامانم تازه یاد گرفته اس ام اس بده

واسم نوشته :آیا برای ناهار می آیی؟

جواب دادم :آری می آیم

نوشته :از خودت مراقبت کن

جواب دادم :مادر تو را بسیار دوست دارم

نوشته :فرزند صالح گلی است از گلهای بهشت!

خدایا این شادی هارو نگیر ازمون :| 

..........................................................................................................................................................................................................

پيانو ميزنم آروم ميشم، ينى اگه ميزدم آروم ميشدم، فى الواقع اگه داشتم و ميزدم آروم ميشدم، در حقيقت اگه داشتم و بلد بودم و ميزدم آروم ميشدم

..........................................................................................................................................................................................................

چند روز پیش رفتم بانک بانکم خلوت بود یه نفر قبل من اومده بود پول بگیره نزدیک 25 میلیون پول همشم 2 تومنی 5 تومنی 10 تومنی (هزاریا) منم شیطونیم گل کرد الکی گوشیرو گرفتم زیر گوشم گفتم ممد سریع موتورو بردار بیا جلو بانک ... خودمم رفتم تو ماشین نشستم یارو از بانک بیرون نمیومد

..........................................................................................................................................................................................................


ﻫﻮﯾﺠﻪ ﺑﺎ ﻣﺎﻣﺎﻧﺶ ﻣﯿﺮﻩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻭﺳﻂ ﺭﺍه ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﺶ ﻣﯿﮕﻪ:ﻣﺎﻣاﻥ ﺁﺏ ﻫﻮﯾﺞ ﺩﺍﺭﻡ


..........................................................................................................................................................................................................

یارو زبونش می گرفته، می ره داروخونه می گه: آقا دیب داری؟
کارمند داروخونه می گه: دیب دیگه چیه؟
یارو جواب می ده: دیب دیگه. این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره.
کارمنده می گه: والا ما تا حالا دیب نشنیدیم. چی هست این دیب؟
یارو می گه: بابا دیب، دیب!
طرف می‌بینه نمی فهمه، می ره به رئیس داروخونه می گه.
اون میآد ‌می پرسه: چی می‌خوای عزیزم؟
یارو می گه: دیب!
رئیس می پرسه: دیب دیگه چیه؟
یارو می گه: بابا دیب دیگه. این ورش دیب داره، اون ‌ورش دیب داره.
رئیس داروخونه می گه: تو مطمئنی که اسمش دیبه؟
یارو می گه: آره بابا. خودم دائم مصرف دارم. شما نمی‌دونید دیب چیه؟
رئیس هم هر کاری می‌کنه، نمی تونه سر در بیاره و کلافه می شه...
یکی از کارمندای داروخونه میآد جلو و می گه: یکی از بچه‌های داروخونه مثل همین آقا زبونش می‌گیره. فکر کنم بفهمه این چی می‌خواد. اما الان شیفتش نیست.
رئیس داروخونه که خیلی مشتاق شده بود بفهمه دیب چیه، گفت: اشکال نداره. یکی بره دنبالش، سریع برش داره بیارتش.
می‌رن اون کارمنده رو میارن. وقتی می رسه، از یارو می‌پرسه: چی می خوای؟
یارو می گه: دیب!
کارمنده می گه: دیب؟
یارو: آره.
کارمنه می گه: که این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره؟
یارو: آره.
کارمند: داریم! چطور نفهمیدن تو چی می خوای؟!
همه خیلی خوشحال شدن که بالاخره فهمیدن یارو چی می خواد. کارمنده سریع می ره توی انبار و دیب رو میذاره توی یه كيسه نايلون مشکی و میاره می ده به یارو و اونم می ره پی کارش.
همه جمع می شن دور اون کارمند و با کنجکاوی می‌پرسن: چی می‌خواست این؟
کارمنده می گه: دیب!
می‌پرسن: دیب؟ دیب دیگه چیه؟
می گه: بابا همون که این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره!
رئیس شاکی می شه و می گه: اینجوری فایده نداره. برو یه دونه دیب ور دار بیار ببینیم دیب چیه؟
کارمنده می گه: تموم شد. آخرین دیب رو دادم به این بابا رفت!!! 

..........................................................................................................................................................................................................

صُبی تو محلمون یه دختره مُرده بود اسمش پارمیدا بود مداحه یکی از شعرای ساسی مانکن رو با گریه میخوند... :|
وای وای پارمیدای من کوش؟ :|
یهو یه زنه داد زد فدات بشم آرمیتاااااااااااااااا
مداحه هم گفت خانم آرمیتا نه پارمیداااااااااا