شرط عشق جنون میباشد...
مختار: تو چرا از قافیه عشق جا ماندی؟
کیان: راه گم کردم ابو اسحاق ...
مختار: راه بلدی چون تو که راه را گم کند ، نابلدان را چه گناه؟
کیان: راه را بسته بودند از بیراهه رفتم،هرچه تاختم مقصد را نیافتم.
وقتی به نینوا رسیدم خورشید بر نیزه بود.
مختار: شرط عشق جنون است ما که ماندیم ، مجنون نبودیم ...
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۱۹ ساعت 23:19 توسط مهسا اقراری (پزشکی اردبیل 91)
|
سلام دوستان این وبلاگ رو راه اندازی کردم تا دانشجویان پزشکی و دندون پزشکی و داروسازی کل کشور بتونن از تجربیات همدیگه استفاده بکنن و این وبلاگم بهانه ی خوبی باشه برا با هم بودنمون و تجربه ی لحظاتی ناب در کنار هم