نامه سحرآمیز
محبت شدیدی که سابقا ابراز میکردم
دروغ و بی اساس بود ودر حقیقت نفرت به تو
روزبه روز زیادتر می شود وهرچه بیشتر تو را میشناسم
پستی و وقاحت تو بیشتر در نظرم آشکار میگردد
در قلب خود احساس میکنم که ناچار باید
از تو دور باشم و هیچ گاه فکر نکرده بودم که
شریک زندگی تو باشم زیرا ملاقات هایی که اخیرا با تو کردم
طبیعت و زمانه روح پلیدت را آشکار ساخت و
بسیاری از اخلاق وصفات تو را به من شناساند ومیدانم که
خشونت طبع و تند خویی تو را بدبخت خواهد کرد
اگر عروسی ما سر بگیرد مسلما همه عمر خود را با تو
به پریشانی و بدبختی خواهم گذراند و بدون تو عمر خود را
در نهایت شادکامی طی خواهم کرد در نظر داشته باش که روح من
هیچ گاه به تو رام نخواهد شد ونفرت وکینه ام پیوسته
متوجه تو است.این نکته را باید در نظر داشته باشی و وبدانی که
از تو میخواهم آنچه را که گفته ام شوخی ومسخره نکنی و بدانی که
این نامه را از صمیم قلب مینویسم و چقدر تاسف میخورم اگر
بازهم درصدد دوستی با من باشی .بانهایت نفرت از تو میخواهم
که از پاسخ دادن به این نامه خودداری کنی زیرا نامه ها ی تو سراسر
مهمل و دروغ است و نمیتوان گفت که دارای
لطف و حرارت است به طور قطع بدان که همیشه
دشمن تو هستم واز تو به شدت متنفر هستم ونمیتوانم فکر کنم که
دوست صمیمی و وفادار تو هستم.
اگر میخوهی بدانی راز این نامه چه بوده نامه را یکبار دیگر یک خط در میان بخوان...
سلام دوستان این وبلاگ رو راه اندازی کردم تا دانشجویان پزشکی و دندون پزشکی و داروسازی کل کشور بتونن از تجربیات همدیگه استفاده بکنن و این وبلاگم بهانه ی خوبی باشه برا با هم بودنمون و تجربه ی لحظاتی ناب در کنار هم