اثری از ابولقاسم حالت
در دلم هست هوس
که رسد در همه احوال بدرد همه کس
چه امیری متمول چه فقیری درویش
چه کنم با دل خویش؟؟؟
گر درافتم با مار
نیست راضی دل من تا کشد از مار دمار
لیک راضیست ازاو خورم صدها نیش
چه کنم با دل خویش؟؟؟
دارد این دل اصرار
که من امروز شوم بهر جهانی غمخوار
همه جا در همه وقت و همه را در همه کیش
چه کنم با دل خویش؟؟؟
از برای همه کس
دل بیرحم در این دوره بکار آید و بس
نرود با دل پر عاطفه کاری از پیش
چه کنم با دل خویش؟؟؟
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۲/۰۲/۲۱ ساعت 21:59 توسط سید میلاد سید احدی (پزشکی اردبیل 91)
|
سلام دوستان این وبلاگ رو راه اندازی کردم تا دانشجویان پزشکی و دندون پزشکی و داروسازی کل کشور بتونن از تجربیات همدیگه استفاده بکنن و این وبلاگم بهانه ی خوبی باشه برا با هم بودنمون و تجربه ی لحظاتی ناب در کنار هم