اولین پست رو با نام خدا شروع میکنم

 

به نام چاشنی بخش زبانها  

حلاوت سنج معنی در بیانها

شکرپاش زبانهای شکر ریز / به شیرین نکته‌های حالت انگیز

به شهدی داده خوبان را شکر خند 

 که دل با دل تواند داد پیوند

نهاد از آتشی بر عاشقان داغ / که داغ او زند سد طعنه بر باغ

یکی را ساخت شیرین کار و طناز 

 که شیرین تو شیرین ناز کن ناز

یکی را تیشه‌ای بر سر فرستاد / که جان می‌کن که فرهادی تو فرهاد

یکی را کرد مجنون مشوش 

 به لیلی داد زنجیرش که می‌کش

به هر ناچیز چیزی او دهد او / عزیزان را عزیزی او دهد او

اگر لطفش قرین حال گردد 

 همه ادبارها اقبال گردد

وگر توفیق او یک سو نهد پای  / نه از تدبیر کار آید نه از رای

در آن موقف که لطفش روی پیچ است 

 همه تدبیرها هیچ است، هیچ است

خرد را گر نبخشد روشنایی / بماند تا ابد در تیره رایی

کمال عقل آن باشد در این راه 

 که گوید نیستم از هیچ آگاه